چرا وسایل برقی طوری ساخته میشوند که زود خراب شوند؟
اعضای این جنبش استدلالی منطقی دارند: «اگر من پول این دستگاه را دادهام، پس مالک آن هستم و اگر مالک آن هستم، باید حق داشته باشم آن را تعمیر کنم.» فشار افکار عمومی باعث شده اتحادیه اروپا و بیش از ۲۵ ایالت در آمریکا قوانینی را تصویب کنند که شرکتها را مجبور میکند دست از بازیهای کثیف بردارند.
طبق این قوانین جدید، سازندگان موظفاند قطعات یدکی را تا سالها پس از توقف تولید، تأمین کنند؛ دفترچههای راهنمای تعمیرات را در اختیار تعمیرکاران مستقل قرار دهند و درنهایت طراحی محصولات را طوری تغییر دهند که باز کردن آنها (مثلاً تعویض باتری) کار بسیار سختی نباشد.
آخرین سنگر شرکتها برای منسوخ کردن محصولات، ربطی به کارخانهها ندارد؛ بلکه در ذهن مردم است
ولی آیا قانون میتواند جلوی «کهنهسازی» را بگیرد؟ فقط تاحدودی. چون آخرین سنگر شرکتها برای منسوخ کردن محصولات، ربطی به کارخانهها ندارد؛ بلکه در ذهن من و شماست.
ما میتوانیم آیفونی بسازیم که ۱۰ سال کار کند، یا لباسهایی بدوزیم که ۵۰ سال دوام بیاورند. اما آیا حاضریم ۱۰ سال با یک مدل گوشی کار کنیم؟ کارتل فوبوس امروز، دیگر نیازی به جریمهکردن مهندسان ندارد. آنها ما را «شرطی» کردهاند، با بمباران تبلیغاتی، رویدادهای رونمایی باشکوه و ایجاد «احساس اضطرار»، ما را معتاد ِآنباکسینگ کردهاند.
روانشناسان این روند را «اثر دیدرو» (Diderot Effect) مینامند. دنیس دیدرو، فیلسوف فرانسوی، روزی یک ردای قرمز گرانقیمت هدیه گرفت. او متوجه شد که این ردای زیبا با مبلمان کهنهی اتاقش همخوانی ندارد. پس مبلمان را عوض کرد.
بعد دید فرش به مبلمان نمیآید، فرش جدیدی خرید و درنهایت کل زندگیاش را نونوار کرد فقط برای اینکه با یک ردا هماهنگ شود! امروز هم وقتی آیفون جدیدی میخریم، ناخودآگاه حس میکنیم هندزفری سیمی قدیمیمان زشت است، پس ایرپاد میخریم؛ بعد قاب جدید، شارژر جدید و ساعت جدید.
با تماشای لامپی ۱۲۰ ساله دو مسیر را میبینیم: مسیری که میتوانستیم برویم؛ دنیایی که در آن تکنولوژی برای خدمت به بشریت و حفظ منابع زمین ساخته میشد و مسیری که انتخاب کردیم: دنیایی که در آن کوهستانهایی از زبالههای الکترونیکی میسازیم تا چرخهای اقتصاد بچرخند.